روز زن مبارک
میخواهی کودک باشی
دختر بچه ای که به هر بهانه ای به اغوشی پناه میبرد
و اشک می ریزد زن که باشی
باید بغضهای زیادی را بیصدا دفن کنی
صبور ترین روزت مبارک
-------
انقدر مرده ام که دیگر هیچ کس مرگم را باور نمی کند
میخواهی کودک باشی
دختر بچه ای که به هر بهانه ای به اغوشی پناه میبرد
و اشک می ریزد زن که باشی
باید بغضهای زیادی را بیصدا دفن کنی
صبور ترین روزت مبارک
عاشق کسایی میشیم که موندنی نیستن
دل به چیزایی میبندیم که مال ما نیستن
من عاشق شدم، عاشق تو که موندنی نبودی
دلبستم به تویی که مال من نبودی
سهم من نبودی و رفتی
رفتی تا به سهم خودت از این زندگی برسی
من موندم، با یه دل عاشق
با یه دلی که یاد تو گرما بخشش
من موندم و دوتا چشم..
که کارشون بعد رفتنت فقط اشک ریختنِ و بس
من موندم و تنهایی
من موندم و غم جدایی..
چرا؟
چرا عاشق کسایی میشیم که موندنی نیستن؟
چرا دل به چیزایی میبندیم که مال ما نیستن؟
چرا؟
هنوز هم مرا به جان “تو” قسم مى دهند
مى بینى؛
ما چون دو دريچه، رو به روي هم
حسـِت میکُنمـ
حَتے وَقت هایے که بی رنگ مے شَوم
در روزهایتــ
آنقَدرمے خواهمتـ که
واژه هایمـ کَم مے آورند از بَیان دوست داشتنت
تُهے مے شَوم از خودمـ
پُر مے شَومـ از حس داشتنـِ تو
مے بوسَمتــ
حتے اَز هَمین راهِ دور
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
نتـــــــــرس
اگـــــــر هم بخـــــواهم
از ایـــن دیــــــــوانـه تـر نمیــشوم
گفـــــته بودم بی تـــو سخــــت میگــــــذرد
بـی انـصـافــــــــ
حـــــرفم را پس میگــیرم
بــی تــــــو انگـــــــار
اصـلا نمـیگــــــذرد
کـودکـانـه ام
از بـوی دود سیگـار پـدربـزرگ نفرتم می شد
سالها که گـذشـت
در تـک تـک لحظـه ها
خـوب حــس کـردم
درد بـزرگ شـدن را
سیگــار دوایش بـود
ﻣﻦ ﺑﻮﺩﯼ
ﻭ ﻣﻦ ﺟﻮﮐﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺖ
بار آخر من ورق را بادلم بر ميزنم
بار آخر حكم كن
اما نه بي دل
با دلت دل حكم كن
حكم دل
هر كه دل دارد بياندازد وسط
تا كه ما دلهايمان را رو كنيم
دل كه روي دل بيفتد عشق حاكم ميشود
بس به حكم عشق بازي ميكنم
اين دل من ! رو بكن حالا دلت را ...
دل نداري
بر بزن انديشه ات را ! حكم لازم
دل كرفتن
دل سبردن
هر دو لازم
عشق لازم!
اِمروز
حال آن لــحظه مـن دیگـر نیازی بِه گــُفتـن ندارد
بادکنک اگه يه روز فرزندي داشته باشم، بيشتر از هر اسباببازي ديگهاي براش بادکنک ميخرم. بازي با بادکنک خيلي چيزا رو به بچه ياد ميده. 1- بهش ياد ميده که بايد بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره. 2- بهش ياد ميده که چيزاي دوست داشتني ميتونن توي يه لحظه، حتي بدون هيچ دليلي و بدون هيچ مقصري از بين برن، پس نبايد زياد بهشون وابسته بشه. 3- مهمتر از همه بهش ياد ميده که وقتي چيزي رو دوست داره نبايد اون قدر بهش نزديک بشه و بهش فشار بياره که راه نفس کشيدنش رو ببنده، چون ممکنه براي هميشه از دستش بده
در انتظار اغاز دگرم
بیاید
"تو"